دانلود سوالات انسان از دیدگاه اسلام (انسان شناسی در اسلام)

(دیدگاه کاربر 1)
شناسه محصول: 81 دسته: , , , تاریخ انتشار: 4 مرداد 1400تعداد بازدید: 273
قیمت محصول

رایگان

جزئیات بیشتر

رمز فایل

cafejozve.ir

زبان

فارسی

قوانین استفاده

خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است و بلافاصله پس از خرید، لینک دانلود محصول در اختیار شما قرار خواهد گرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود.

  • دسترسی به فایل محصول به صورت مادام‌العمر
  • ۶ ماه پشتیبانی کاملا رایگان و تضمین شده
توضیحات مختصر محصول
دانلود سوالات انسان از دیدگاه اسلام (انسان شناسی در اسلام)

نمونه سوالات انسان از دیدگاه اسلام ابراهیم نیک صفت

نگرانی برای انسان ایده آل (انسانی که معیار انسان است) سابقه بسیار طولانی دارد. در طول تاریخ، انسان همیشه بدنبال انسان کامل بوده است، شاید گاهی به دنبال موجودات ماوراالطبیعه و ارباب گونه‌ها باشد و گاهی قهرمانان اسطوره‌ای و اسطوره‌ای. زمانی وی چهره‌های برجسته تاریخ را به عنوان انسان‌هایی آرمان گرا معرفی کرد. با ما همراه باشید با نمونه سوالات انسان از دیدگاه اسلام.

هم در فرهنگ‌ها و هم در مکتب‌های فکری، فلسفه و ادیان، رگه‌هایی از انسان ایده آل را می‌یابیم. بودا، کنفوسیوس، زرتشت، عیسی (علیه السلام)، حضرت محمد (ص)، افلاطون، ارسطو، عارف، عرفا و همچنین برخی از روانشناسان معاصر، در مورد یک انسان ایده آل یا مطلوب صحبت می‌کردند (با نام‌های مختلف: آزاد، فیلسوف، نجیب زاده، شیخ و شیخ، سوپرمن، جانشین خدا، انسان به واقعیت رسیده است، و غیره).

سؤالات انسان از دیدگاه اسلام

نمونه سوال انسان شناسی اسلامی دکتر برنجکار

شاید بتوان گفت که ریشه گرایش به انسان ایده آل، میل به کمال در درون انسان است که آن هم فاصله‌ای از فرومایگی، ضعف و فرومایگی است. به گفته آدلر، پرهیز از فرومایگی یکی از نیازهای اساسی انسان است؛ همچنین می‌توان گفت که منشأ آن ایده “شبیه خدا بودن” است که هم در اندیشه‌های دینی و هم در فلسفه وجود دارد.

با این حال، مطالعه جامع موضوع “کل انسان”، که در واقع یک موضوع میان رشته‌ای است (حداقل در فلسفه، روانشناسی و اخلاق مشترک است)، نیاز به تلاش و تأمل فراوان دارد؛ اما در این مقاله، با نگاهی اجمالی به پیشینه تاریخی این موضوع، آن را تعریف و کاهش داده و از زاویه محدود (دیدگاه روانشناسی و اسلام) در دو بخش تحلیلی و مقایسه‌ای تحلیل می‌کنیم.

نمونه سوالات انسان از دیدگاه اسلام پیام نور

اهمیت جایگاه انسانی هر اندیشمندی به جهان بینی و روانشناسی وی مربوط است. از این لحاظ، فیلسوف ماتریالیست، که از دیدگاه امور مادی، روابط سیاسی و قوانینی که بر آن حاکم است، به انسان می‌نگرد، او را موجودی سلطه طلب، جستجوی آنارشی دانست. به عنوان مثال، هابز گفت: “انسان به انسان گرگ است”؛ اما کسانی که از دیدگاه معنوی و آسمانی به انسان نگاه می‌کردند، او را در درجه بالایی می‌دانستند که مانند اسپینوزا گفت: “انسان برای انسان خداست.”

یکی از مهمترین اصول انسان شناسی در اواسط قرن پنجم هجری. پروتاگوراس یونانی اظهار داشت: “انسان معیار همه چیز است” و سقراط اصل “خود را بشناس” را مقدمه تعالیم خود قرار داد. انسان، جهان و خدا از آغاز تاریخ مکتوب آن، مضامین اصلی تفکر غربی بوده‌اند.

در قرون وسطی، با الهام از تفکر مسیحی، بنیاد انسانی این بود که “انسان یکی از مخلوقات خداست” و افکار و اعمال او باید به گونه‌ای سازمان یابد که تعالی ارزشهای دینی را منعکس کند. اگرچه مردم شناسی مستقل نبود، مگر در بخشی از کلام که در مورد سقوط و هبوط انسان و احتمال نجات او با موفقیت الهی و از طریق فداکاری مسیح، سلام الله علیه، بحث می‌کرد، اما وجود داشت.

دانلود نمونه سوالات انسان از دیدگاه اسلام دانشگاه آزاد

در دوران رنسانس، انسان خود را از شر اندیشه‌های یونان و مسیحیت آزاد کرد و ادعا کرد که می‌تواند به دستاوردهای خود افتخار کند و خود را ستایش کند. مضامین “عزت” و “عظمت” به خصوص برای انسان گرایان بسیار گرانبها بود (در مقابل ایده “وجدان دروغین” در مسیحیت). اومانیسم محصول این رنسانس است.

این جنبش که از قرن چهاردهم میلادی در اروپا پدید آمد، بیشتر شورشی علیه رفتار و سلطه رهبران مذهبی قرون وسطایی بود و انسان را از اهمیت فوق العاده ای می‌دانست. میشل دو مونتنی، یکی از پیشگامان اندیشه مردم شناسی در قرن شانزدهم، تلاش کرد ماهیت اساسی “شخص انسان” را تعریف کند.

انسان شناسی او به خود انسان برمی گردد و حقیقت را در او اولویت می‌بخشد. او تلاش کرد انسانیت را در میان همه چیز قرار دهد: “وجود انسان حلقه محیط آن در همه جا و مرکز آن در هیچ کجا است.”

دانلود رایگان سوالات انسان شناسی در اسلام

پاسکال، دکارت، اسپینوزا و مالبرانش همه تأملاتی فلسفی در مورد مردم شناسی داشتند و این ایده را مطرح کردند. جان لاک انگلیسی گفت: “انسان باید خود را به عنوان ساکنان خردمند این جهان بشناسد”، با زمینه‌های واقعی‌تر. یعنی انسان یک موضوع مطلق نیست، بلکه آگاهی است که تمام کاستی‌ها و محدودیت‌های واقعیت انسانی با آن تجسم می‌یابد.

در عصر روشنگری (قرن هجدهم)، مردم شناسی به شاخه‌ای از فلسفه نزدیک با علوم انسانی مبدل شد و تلاش کرد تا اطلاعات عینی تازه جمع آوری شده درباره انسان را با ارزشهای آگاهی انسان پیوند دهد. در قرن نوزدهم، با پیشرفت سریع و گسترده علوم اجتماعی، انسان در دام رشته‌ها گرفتار شد. نگاه انسان به جهان و جامعیت آن کمرنگ شد و هر دانشمندی سنگی از دانش را در سینه خود انداخت و از سایر علوم مرتبط با انسان غافل بود.

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
تعداد دیدگاه : 1 امتیاز کلی : 5.0 توصیه خرید : 0 نفر
بر اساس 1 خرید
1
0
0
0
0
  1. در تاریخ پاسخ

    لطفا سوالات تشریحی این درس را هم قرار بدید

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید.  

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قیمت محصول

رایگان